24 اردیبهشت 1394
لب اگر باز کنم سرّ مگو میریزد می روم گریه کنم چشم فرو میریزد چند وقت است می و ساقی و ساغر همه اوست دست من باده نمیریزد، او میریزد چند ماه است که در راه گلویم خار است چشم من بغض دلش را به گلو میریزد جوی ها در همه جا روی به دریا دارند این چه دریاست… بیشتر »
نظر دهید »